الشيخ رسول جعفريان

536

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بئر معونه نيز از اين امر ، در امان نمانده است . صورت قصصى سبب شده تا اختلافات در نقلها فراوان بوده و به عنوان مثال شمار نيروهاى سريّهء مذكور از ده نفر تا هفتاد نفر گفته شود : يكى از اين مسائل آن است كه مثلًا عامر بن فهيره از كشتگان آن واقعه در پيش چشم دشمن بتدريج از زمين برخاسته تا به آسمان رفته است . « 1 » روشن است كه نقل خبر ضعيفى در اين باره ، نمىتواند چنين نقلى را تأييد كند . به هر روى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از دو سريهء موفقيت آميز يكى هجوم بر قبيلهء بنى اسد و ديگرى كشتن سفيان بن خالد ، گرفتار دو حادثهء دلخراش شده و طى آن شمارى از اصحاب خويش را از دست داد . قبايل ديگرى نيز در اطراف مدينه ، بودند كه هر از چندى هوس غارت مدينه را مىكردند . در همين سال چهارم مردى كه براى فروش كالايش به مدينه آمده بود گفت : از نجد مىآيد و ديده است كه كسانى در حال فراهم كردن نيرو براى جنگ با شما هستند . اين افراد از قبايل بنى محارب و بنى ثعلب ( هر دو از غَطَفان ) بودند . « 2 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه چهار صد - و به قولى هفتصد يا هشتصد نفر عازم ناحيهء مورد نظر شد كه آن را ذات الرقاع مىناميدند . منطقه مزبور در فاصلهء تقريبى 85 كيلومترى مدينه بوده است . « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دسته‌هايى از سپاه را به اين سوى و آن سوى فرستاد اما دشمن به قُلَل كوهها پناه برده بود . گفته‌اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اين سفر نخستين بار « نماز خوف » خواند . در اين نماز گروهى ركعت نخست را با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به جماعت و ركعت ديگر را فُرادا مىخواندند و هر بار دسته‌اى مراقب اوضاع بودند . اقدام ديگر قبايل غير قريشى ، تلاش جمعى از قبيله قضاعه و غسان براى جنگ با حجاز بود . آنان خارج از منطقهء حجاز ، و در مسير شام بودند . واقدى در سبب رفتن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگويد : آن حضرت شنيد كه در دومة الجندل كسان بسيارى هستند كه به حاملان كالاها ظلم مىكنند و اعراب زيادى به آنها ملحق شده قصد آن دارند تا به مدينه نزديك شوند . « 4 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ربيع الاول سال چهارم به همراه يك هزار نفر به سوى دومة الجندل - كه در فاصلهء پنج روز راه تا دمشق و پانزده روز تا مدينه است - حركت كرد . « 5 »

--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 353 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 203 ( 3 ) . معالم الاثيره فى السنة والسيره ، ص 128 ؛ ناميده شدن منطقه به رقاع را به چند دليل گفته‌اند از جمله آن كه درختى بانام رقاع در آن ناحيه بوده است . برخى كوهى را با اين نام در آن منطقه ياد كرده‌اند . و نيز گفته‌اند كه بر كوهها در آن ناحيه بقعه‌هاى سفيد و سياهى بوده است و وجوهى ديگر ؛ نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 204 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 403 ( 5 ) . عيون الاثر ، ج 2 ، ص 83